تبلیغات
اسلام بدون وهابیت -شیعه جنوب - وهابیان و شرفاء مكه
وهابیان و شرفاء مكه | عقاید وهابیت ,

«زینى دحلان‏» مى‏نویسد: «وهابیها در زمان حكومت‏شریف مسعودمتوفى به سال 1165 سى تن از علماى خود را براى بحث و گفتگو به ‏مكه و مدینه فرستادند. شریف مسعود از علماى حرمین خواست كه باآنان به بحث و گفتگو بپردازند و علماى مكه با آنها بحث كردندو سرانجام عقائد آنها را فاسد و بى‏اساس یافتند و قاضى شرع حكم‏كفر آنان را صادر كرد و به حبسشان فرمان داد، برخى از آنان‏زندانى و برخى دیگر فرار را بر قرار ترجیح دادند»  . «زینى دحلان‏» در كتاب دیگر مى‏گوید: «وهابیان نزد شریف مسعود عده‏اى را فرستادند تا از او اجازه حج دریافت دارند، مقصود نهائى آنها این بود كه معتقدات خود را به مردم حرمین شریفین ‏عرضه كنند، آنان قبل از این، سى تن از علماى خود را فرستاده‏بودند تا به اثبات تباهى عقاید اهل مكه و مدینه بپردازند. وهابیان تا آنجا حاضر بودند كه در مقابل

دریافت اجازه حج مال‏مقررى به‏طور سالیانه به عهده بگیرند. مردم مكه و مدینه پیدایش‏مسلك و هابى را شنیده بودند ولى از حقیقت آن آگاه نبودند. چون‏علماى نجد به مكه رسیدند، شریف مسعود، دستور داد علماى حرمین‏با آنان به مناظره بپردازند، سرانجام شریف به قاضى شریح دستورداد سند به كفر آنها بنویسد و آنها را زندانى كرد و دست وپایشان را در غل و زنجیر نهاد».

در سال1179 (ه ق) محمد بن سعود پس از سى سال فرمانروائى به هلاكت‏رسید  . و «عبدالعزیز» بزرگترین پسر «محمد بن سعود» به جاى پدر نشست و زمام امور را در دست گرفت. «ابن غنام‏» و «ابن بشر»نوشته‏اند كه «عبدالعزیز» تنها حاكم و صاحب تخت نبود، بلكه‏امام و پیشواى وهابیها به حساب مى‏آمد .

او در راه پیشرفت مسلك وهابى و توسعه حكومت‏ خود، بسیار كوشش‏كرد. وى در سى سال اول فرمانروائى خود، مدام با قبائل مجاوردر حال جنگ بود و اغلب آنها را شكست داده و رام كرده بود و درسال 1208 منطقه احسا را فتح كرد و با فتح احسا و قطیف،وهابیان به كرانه‏هاى خلیج فارس راه یافتند.

البته سلطه سعودیها تنها قائم به سلاح نبود، بلكه به مجرد فتح‏یك منطقه، عده‏اى از علماى وهابى از درعیه مى‏رسیدند و مردم رابه قول خودشان به توحید حقیقى دعوت مى‏كردند. بنابراین قسمتى‏از ساكنان درعیه را علماء و مبلغین وهابى تشكیل مى‏دادند كه‏براى تبلیغ مسلك وهابیت‏به سراسر منطقه اعزام مى‏گردیدند.

جلوتر گفتیم: محمد بن عبدالوهاب عده‏اى از علماى وهابى را براى‏اظهار دعوت و گرفتن اجازه حج نزد شریف مسعود فرستاد ولى شریف‏مسعود دستور دستگیرى آنان را صادر كرد و حكم به كفرشان داد واجازه حج هم به آنان نداد.

وهابیها تا فوت «شریف مسعود»(1165) از شركت در مراسم حج ‏محروم بودند، بعد از شریف مسعود، برادرش «شریف مساعد بن‏سعید» به امارت مكه رسید. وهابیها براى دریافت اجازه حج‏عده‏اى را نزد او فرستادند، او نیز مانند برادرش از دادن‏اجازه، خوددارى كرد.

«مساعد» در سال 1184 درگذشت و برادرش «شریف احمد» به جاى‏او نشست. امیر درعیه عده‏اى از علماى وهابى را نزد او فرستاد.

شریف به علماى مكه دستور داد آنها را بیازمایند علماى مكه‏آنها را آزمایش كردند و آنها را بى‏دین و زندیق تشخیص دادند وشریف اجازه حج‏به آنها نداد. و در سال 1186 «شریف سرور بن ‏مساعد» امارت مكه را از عمویش گرفت. وى اجازه زیارت خانه خدارا به وهابیان داد به شرط این كه مانند رافضه و عجم‏ها صد راس‏اسب بپردازند ولى آنان از این كه مثل رافضى‏ها باشند، ازپرداخت آن امتناع كردند  .

و چون در سال 1202 شریف سرور درگذشت، «شریف غالب‏» جانشین اوگردید باز وهابیها عده‏اى را براى گرفتن اجازه حج‏ به مكه‏ فرستادند، شریف غالب نیز از دادن اجازه به آنها امتناع ورزیدو آماده جنگ با «عبدالعزیز» امیر وهابى‏گردید و در سال 1205لشگرى جهت جنگ با وهابیها آماده ساخت.

«عبدالعزیز» كه همواره در فكر تصرف مكه بود و بهانه‏اى براى‏این كار مى‏جست، بلافاصله به سوى مكه لشگر كشید و میان او وشریف غالب جنگ آغاز گشت. این جنگ از سال 1205 تا سال 1220ادامه داشت و در این مدت پانزده واقعه مهم میان طرفین رخ داد ولى كار یك طرفه نشد.

«صلاح‏الدین مختار» مولف كتاب «تاریخ‏المملكه‏العربیه‏السعودیه‏» درباره این جنگ مى‏نویسد:

«در سال 1205 شریف غالب، سپاه گرانى كه تعداد آن به ده هزارتن بالغ مى‏شد، و بیش از 20 عدد توپ همراه ایشان بود، به‏فرماندهى برادرش «عبدالعزیز» براى جنگ با مردم نجد، تجهیزكرد ولى سپاه مزبور كارى از پیش نبرد».

نویسنده مزبور، دفاع وهابیان را به طرز مبالغه‏آمیزى وصف كرده‏و از جمله نوشته است كه سپاه عظیم شریف غالب كه در بین راه،جمعى از عشایر حجاز و شمر و مطیر و افراد دیگر نیز به آنهاملحق شده بودند، نتوانستند قصر بسام را كه فقط سى تن از آن‏دفاع مى‏كردند، به تصرف خود درآورند و همچنین نتوانستند قریه‏شعرا را بعد از یك محاصره طولانى فتح كنند درحالى كه بیش ازچهل تن از آن دفاع نمى‏كردند  . این جنگها همچنان ادامه داشت ‏و محمد بن عبدالوهاب آخرین سالهاى عمر خود را مى‏گذراند،عبدالعزیز براى تحكیم موفقیت‏خود و خاندانش با صلاحدید شیخ،سلطنت را در خانواده خود ارثى ساخت و پسرش سعود را در حال‏حیات خود به ولایت عهدى انتخاب كرد و شیخ نیز آن را تاییدنمود  . و سرانجام شیخ محمد بن عبدالوهاب در سال 1206 به‏هلاكت رسید و حكومت پادشاهى وهابى براساس مسلك محمد بن‏عبدالوهاب در نجد برقرار كرد.

وهابیت وتخریب قبورمتبركه

علماى مكه در راس آنها، شیخ عبدالقادر شیبى كلیددار خانه كعبه، به دیدن ابن‏سعود آمدند، ابن سعود سخنانى ایراد كرد و در ضمن آن از دعوت محمد بن عبدالوهاب یاد كرد و اظهار داشت كه احكام دینى ما، طبق فقه احمد بن حنبل است، حال اگر این سخنان در نزد شما پذیرفته است، بیایید تا براى عمل كردن به كتاب خدا و سنت‏خلفاى راشدین با یكدیگر بیعت كنیم. همه با او بیعت كردند.

سپس یكى از علماى مكه، از ابن سعود درخواست كرد كه مجلسى ترتیب بدهد تا علماى مكه و نجد در اصول و فروع به مباحثه بپردازند، وى این پیشنهاد را پذیرفت و در روز یازدهم جمادى الاولى، پانزده نفر از علماى مكه و هفت نفر از علماى نجد، اجتماع كردند و مدتى باهم بحث كردند و در پایان بیانیه‏اى از طرف علماى مكه صادر شد، مبنى بر این كه در پاره‏اى از مسائل اصولى، میان علماى مكه و علماى نجد، موافقت گردید، از جمله این كه هركس میان خود و خدا واسطه قرار دهد، كافر است و تا سه بار توبه داده مى‏شود و اگر توبه نكرد، باید كشته شود. دیگر ساختمان بر روى قبور و چراغ روشن كردن در اطراف قبور و نماز خواندن در كنار آنها حرام است. و نیز اگر كسى خدا را به جاه و مقام كسى بخواند، مرتكب بدعت‏شده و بدعت در اسلام حرام است .

ویران ساختن مقابر و مشاهد حجاز به وسیله وهابیان

وقتى كه وهابیان وارد طائف شدند، گنبد مدفن ابن عباس را خراب كردند، چنان كه این كار را یكبار دیگر نیز انجام داده بودند و هنگامى كه وارد مكه شدند، قبه‏هاى قبرهاى عبدالمطلب جد پیامبرصلى الله علیه وآله و ابوطالب عموى پیامبر و خدیجه ام‏المؤمنین (همسر اول پیامبر) و همچنین بناى زادگاه پیامبر و فاطمه زهراعلیها السلام را با خاك یكسان نمودند.

در جده قبه قبر حوا را ویران ساختند و به‏طور كلى تمام مقابر و مزارات را در مكه، جده و طائف و نواحى آنها از بین بردند و زمانى هم كه مدینه را محاصره كرده بودند، مسجد و مزار حمزه و مقبره شهداى احد را كه بیرون شهر بود، خراب كردند.

مرحوم علامه امین مى‏نویسد:

«و شایع است كه آنها گنبد مرقد مطهر نبوى را هم به توپ بستند، اما خود وهابیها منكر چنین چیزى هستند. چون این خبر به گوش ملت ایران رسید، سخت دچار نگرانى شد و علما و بزرگان اجتماع كردند و این پیش‏آمد را امرى بزرگ تلقى نمودند و ما در دمشق از یكى از علماى بزرگ خراسان و از شهر مقدس مشهد تلگرافى دریافت نمودیم كه طى آن حقیقت قضیه را از ما سئوال كرده بودند، سپس دولت ایران گروهى را براى تحقیق به حجاز اعزام داشتند، تا از حقیقت ماجرا دولت‏خویش را مطلع سازند (2) .

پس از تسلط وهابیها بر مدینه منوره قاضى القضات وهابیها، شیخ عبدالله بن‏بلیهد در ماه رمضان 1344 از مكه به مدینه آمد و اعلامیه‏اى صادر نمود و ضمن آن از اهل مدینه سئوال كرد كه درباره خراب كردن قبه‏ها و مزارات چه مى‏گویند؟ بسیارى از مردم از ترس جوابى ندادند و بعضى از آنان خراب كردن را لازم دانستند و متن سئوال و جواب را منتشر ساخت‏» .

مرحوم علامه سید محسن امین در این باره مى‏نویسد:

«مقصود شیخ عبدالله ز این سئوال استفتاء حقیقى نبود، زیرا وهابیها در وجوب خراب كردن تمام قبه‏ها و ضریح‏ها حتى قبه روى قبر پیامبرصلى الله علیه وآله هیچ تردیدى ندارند، این 2قاعده و اساس مذهبشان مى‏باشد و سئوال مزبور تنها براى تسكین خاطر مردم مدینه بود» .

بعد از سئوال مذكور، آنچه در مدینه و اطراف آن گنبد و ضریح و مزار بود، ویران ساختند از جمله گنبدهاى ائمه مدفون در بقیع كه عباس عموى پیغمبرصلى الله علیه وآله نیز در آن مدفون بود و دیوارها و صندوق روى قبور، همه را خراب كردند، همچنین گنبدهاى عبدالله پدر پیامبرصلى الله علیه وآله و آمنه مادر آن حضرت و نیز گنبدها و قبور زوجات پیامبرصلى الله علیه وآله و گنبد عثمان بن عفان و اسماعیل بن جعفر الصادق‏علیه السلام و مالك پیشواى مذهب مالكى را ویران ساختند، خلاصه سخن این كه در مدینه و اطراف و در ینبع قبرى باقى نگذاشتند» (3) .

باز مى‏نویسد:

«وهابیها از ترس نتیجه كارشان از خراب كردن گنبد و بارگاه رسول اكرم‏صلى الله علیه وآله خوددارى كردند و گرنه آنان هیچ قبر و ضریحى را استثناء نكرده‏اند، بلكه قبر پیامبر از جهت آن كه بیشتر مورد احترام و علاقه مردم است، از نظر آنها اولى به خرابى است، اما آنچه كه پادشاه سعودى اظهار داشته كه «ما قبر پیامبر را محترم مى‏دانیم‏» بدون شك چنین كلامى برخلاف عقائد آنهاست و این سخن را جز براى مصلحت و جلوگیرى از تحریك عواطف جهان اسلام، بر ضدشان، نگفته است و اگر از این نظر خاطر جمع مى‏شدند، حتما قبر پیامبرصلى الله علیه وآله را نیز ویران مى‏ساختند، بلكه نخست و پیش از سایر مزارات آنجا را خراب مى‏نمودند.

چون این عمل زشت وهابیان در حجاز و آنچه را كه نسبت‏به قبور ائمه بقیع كرده بودند، به گوش مسلمانان در نقاط مختلف جهان رسید، این جنایت را بزرگ شمردند و در محكومیت آن، تلگرافهائى از عراق و ایران و سایر كشورها به ابن سعود مخابره شد و به عنوان اعتراض درسها و نماز جماعتها تعطیل گشت و مجالس سوگوارى تشكیل گردید (4) .

مطلبى كه بیشتر موجب نگرانى شد، انتشار این موضوع بود كه گنبد روى قبر مطهر پیامبرصلى الله علیه وآله را نیز به گلوله بسته‏اند (و حتى قبر مقدس را خراب كرده‏اند) اما بعدا معلوم شد این خبر صحت نداشته خود وهابیها هم آن را انكار كردند» .

جابرى انصارى در كتاب «تاریخ اصفهان‏» در ضمن وقایع سال 1343 هجرى به داستان حمله وهابى به حجاز و ویران ساختن قبور اشاره مى‏كند و مى‏نویسد:

«ضریح پولادى كه حاج امین السلطنه در سال 1312 ه دستور داد در اصفهان دو سالى ساختند، برداشتند (از روى قبور ائمه بقیع) و چون وهابیها خواسته بودند وارد مرقد مقدس ختمى مرتبت‏شوند، یكى از آنان، این آیه را خوانده بود: «یا ایها الذین آمنوا لا تدخلوا بیوت النبى ...» لذا از آن جسارت گذشتند (5) .

 

بمباران مدینه و انعكاس آن در ایران و سایر ممالك اسلامى

مؤلف كتاب «تاریخ بیست‏ساله ایران‏» حسین مكى، زیر عنوان فوق مى‏نویسد:

«تقریبا در اوایل شهریور 1304 برابر اوایل صفر 1343 در نتیجه محارباتى كه بین طائفه وهابى‏ها (ابن السعود ملك نجد و حجاز) كه بعدها به نام كشور عربى سعودى موسوم گردید، و صاحب الاحساء و ملك حسین شریف مكه و مدینه روى داد، برخى از شهرهاى مكه و مدینه بمباران گردید و پس از تصرف مدینه شهر مزبور نیز از طرف قواى ابن السعود بمباران شد، بعضى از مقابر صحابه و مساجد و مقابر ائمه شیعه ویران گردید. خبر این بمباران در عالم اسلام و مخصوصا عالم تشیع صداى عجیبى كرد و عواطف مذهبى مردم را سخت تحریك نمود، از تمام نقاط ایران تلگرافاتى به علماى تهران شد و علماى مركز نیز جلساتى تشكیل داده و در اطراف این موضوع به مذاكره و بحث پرداختند. سردار سپه نیز در این زمینه بخشنامه زیر را صادر نمود:

«متحد المآل تلگرافى و فورى است. عموم حكام ایالات و ولایات و مامورین دولتى.

به موجب اجبار تلگرافى از طرف طائفه وهابى‏ها اسائه ادب به مدینه منوره شده و مسجد اعظم اسلامى را هدف تیر توپ قرار داده‏اند. دولت از استماع این فاجعه عظیم بى‏نهایت مشوش و مشغول تحقیق و تهیه اقدامات مؤثره مى‏باشد، عجالتا با توافق نظر آقایان حجج اسلام مركز تصمیم گرفته شده است كه براى ابراز احساسات و عمل به سوگوارى و تعزیه‏دارى یك روز تمام مملكت تعطیل عمومى شود، لهذا مقرر مى‏دارم عموم حكام و مامورین دولتى در قلمرو ماموریت‏خود به اطلاع آقایان علماى اعلام هر نقطه، به تمام ادارات دولتى و عموم مردم این تصمیم را ابلاغ و روز شنبه شانزدهم صفر را روز تعطیل و عزادارى اعلام نمایند.

ریاست عالیه كل قوا و رئیس الوزراء - رضا» .

 

مكى مى‏افزاید:

«بر اثر تصمیم فوق روز شنبه شانزدهم صفر تعطیل عمومى شد، از طرف دستجات مختلفه تهران مراسم سوگوارى و عزادارى به عمل آمد و بر طبق دعوتى كه به عمل آمده بود، در همان روز علما در مسجد سلطانى اجتماع نمودند و دستجات عزادار با حال سوگوارى از كلیه نقاط تهران به طرف مسجد سلطانى عزیمت كرده در آنجا اظهار تاسف و تاثر به عمل آمد و عصر همین روز یك اجتماع چندین ده هزار نفر در خارج دروازه دولت تشكیل گردید و در آنجا خطبا و ناطقین نطق هاى آتشین و مهیجى كرده، نسبت‏به قضایاى مدینه و اهانتى كه از طرف وهابیها به گنبد مطهر حضرت رسول به عمل آمده بود، اظهار انزجار و تنفر شد.

وضع قبور ائمه بقیع پیش از خراب كردن وهابیها در سفرنامه‏هاى حج، به تفصیل شرح داده شده و تصاویرى از آنها ارائه گردیده است از جمله این سفرنامه‏ها، سفرنامه میرزا حسین فراهانى است. وى در سال 1302قمرى توفیق زیارت حج پیدا كرده و درباره قبور ائمه بقیع چنین نوشته است:

«قبرستان بقیع، قبرستان وسیعى است كه در شرقى سور (بارو) مدینه متصل به دروازه سور واقع شده و دورتا دور آن را دیوار سه‏ذرعى از سنگ و آهك كشیده‏اند و چهار در دارد دو درب آن از طرف غرب و در كوچه پشت‏سور است و یك درب طرف جنوب و درب دیگر آن شرقى و طرف حش كوكب است كه در كوچه باغهاى بیرون شهر است و از بس در این قبرستان سرهم دفن كرده‏اند، اغلب قبرستان یك ذرع متجاوز از سطح زمین ارتفاع بهم رسانیده است و در اوقات آمدن حجاج به مدینه، همه روزه درهاى این قبرستان تا وقت مغرب باز است و هركس مى‏خواهد مى‏رود و در غیر وقت‏حج، ظهر روز پنجشنبه باز مى‏شود و تا نزدیك غروب روز جمعه بعد بسته است مگر آن كه كسى بمیرد و آنجا دفن كنند.

چهار نفر از ائمه اثنى عشر صلوات‏الله علیهم اجمعین در بقعه بزرگى كه به‏طور هشت ضلعى ساخته شده، واقعند و اندرون و گنبد او سفیدكارى است و بناى این بقعه معلوم نیست از كه و چه وقت‏بوده اما محمد على پاشاى مصرى در سنه 1234 به امر سلطان محمود خان عثمانى تعمیر كرده و بعد همه ساله از جانب سلاطین عثمانى این بقعه مباركه و سایر بقعه‏جات واقعه در بقیع تعمیر مى‏شود در وسط این بقعه مباركه، صندوق بزرگى است از چوب جنگلى خیلى ممتاز و در وسط این صندوق بزرگ دو صندوق چوبى دیگر است و در این دو صندوق پنج نفر مدفونند: یكى امام ممتحن حضرت حسن و یكى حضرت سجاد و یكى حضرت امام محمد باقر و یكى حضرت صادق‏علیهم السلام است و یكى عباس عم رسول‏الله‏صلى الله علیه وآله است كه بنى‏عباس از اولاد اویند و در وسط بقعه متبركه در طاقنماى غربى مقبره‏اى است كه به دیوار یك طرف او را ضریح آهنى ساخته‏اند و مى‏گویند: قبر حضرت فاطمه زهرا علیها السلام است.

چند محل است كه مشهور به قبر صدیقه طاهره است: یكى در بقیع در حجره‏اى كه بیت‏الاحزان مى‏گویند و به همین ملاحظه اغلب در بیت‏الاحزان نیز زیارت صدیقه كبرى‏علیها السلام را مى‏خوانند و در جلو همین قبر مبارك، پرده گلابتون دور گنبد آویخته و از گلابتون بیرون آورده‏اند كه: سلطان احمد بن سلطان محمد بن سلطان ابراهیم، (سنه احدى و ثلثین و ماة بعد الالف 1131)» .

مرحوم فراهانى مى‏افزاید:

«در این بقعه مباركه دیگر زینتى نیست مگر دو چلچراغ كوچك و چند شمعدان برنز، و فرش زمین بقعه، حصیر است و چهار، پنج نفر متولى و خدام دارد كه ابا عن جد هستند و مواظبتى ندارند و مقصودشان اخذ تنخواه (پول) از حجاج است.

حجاج اهل تسنن بر سبیل ندرت در این بقعه متبركه به زیارت مى‏آیند و براى آنها ممانعتى در زیارت نیست و تنخواهى از آنها گرفته نمى‏شود. اما حجاج شیعه هیچ‏یك را بى‏دادن وجه نمى‏گذارند داخل بقعه شوند مگر آن كه هر دفعه تقریبا از یك قران الى پنج‏شاهى به خدام بدهند و از این تنخواهى كه با این تفصیل از حجاج مى‏گیرند، باید سهمى به نائب الحرم و سهمى به سید حسن پسر سید مصطفى كه مطوف عجم است، برسد و بعد از دادن تنخواه هیچ نوع تقیه در زیارت و نماز نیست و هر زیارتى سرا یا جهرا مى‏خواهند بكنند آزاد است و ابدا لسانا و یدا صدمه‏اى به حجاج شیعه نمى‏رسانند. پشت گنبد ائمه بقیع بقعه كوچكى است كه بیت‏الاحزان حضرت زهراعلیها السلام است‏» .

فراهانى، سپس به تعریف و توصیف قبور بقیع و بناى روى آنها مى‏پردازد از جمله سفرنامه‏نویسان حاج فرهاد میرزا است كه در سال 1292 قمرى به سفر حج رفته و در سفرنامه خود به نام «هدیة‏السبیل‏» مى‏نویسد:

«از باب جبرئیل درآمده به زیارت ائمه بقیع‏علیهم السلام مشرف شدم كه صندوق ائمه اربعه‏علیهم السلام در میان صندوق بزرگ است كه عباس عم رسول‏الله‏صلى الله علیه وآله نیز در آن صندوق است، ولى صندوق ائمه كه در میان همان صندوق بزرگ است، مفروز است كه دو صندوق است‏» .

مرحوم فرهاد میرزا مى‏گوید:

«متولى آنجا در ضریح را باز كرده به میان ضریح رفتم و طوافى دور ضریح كردم و طرف پائین پا خیلى تنگ است كه میان صندوق و ضریح كمتر از نیم ذرع است كه به زحمت مى‏توان حركت كرد » .

مؤلف كتاب «تحفة‏الحرمین‏» نائب الصدر شیرازى كه در سال 1305 ه ق به مسافرت حج تشرف یافته در سفرنامه خود، چنین نوشته است:

«وادى بقیع به دست راست است، مسجد پوشیده‏اى است مانند اطاق بر سر او نوشته: «هذا مسجد ابى بن كعب و صلى فیه النبى غیر مرة‏» (این مسجد ابى بن كعب است كه پیغمبر مكرر در آن نماز گزارد) بقعه ائمه بقیع جناب امام حسن و امام زین‏العابدین و امام محمد باقر و امام جعفر صادق‏علیهم السلام در یك ضریح مى‏باشند. مى‏گویند: عباس بن عبدالمطلب آنجا مدفون است و آثارى در آن بقعه در پیش‏روى ائمه به طرف دیوار مانند شاه‏نشین ضریح و پرده دارد مى‏گویند جناب صدیقه طاهره مدفون هستند»  .

ابراهیم رفعت پاشا كه در سالهاى 1318 و 1320 و 1321 و 1325 ه ق كه در سفر اول به عنوان رئیس نگهبان محمل قافله حجاج مصر و سفرهاى بعدى به عنوان امیرالحاج مصر بوده، براى سفرهاى چهارگانه خود سفرنامه مفصلى به نام «مرآة‏الحرمین‏» نوشته است وى در این كتاب ارزشمند وضع قبور اجداد پیامبر و ام‏المؤمنین خدیجه در مكه و قبور ائمه مدفون در بقیع را قبل از سال 1344ه ق یعنى قبل از خراب كردن وهابیها به تفصیل شرح داده و تصاویرى روشن از آنها ارائه داده است وى وضع قبور بقیع و افراد معروفى كه در آن مدفونند از صحابه پیامبر صلى الله علیه وآله و غیر آنان ذكر كرده و گفته است كه قبه اهل بیت علیهم السلام (مقصود ائمه مدفون در بقیع) از بقعه‏هاى دیگر بلندتر است‏».

رفعت پاشا در ضمن ذكر وضع بقعه‏ها؛ عكسها و تصاویرى از بقاع بقیع كه بقعه و گنبد ائمه از همه آنها مجلل‏تر و بلندتر است، و از صحن و سراى باشكوه حضرت خدیجه در مكه، ارائه كرده است.

خلاصه؛ تا سال 1344 قبل از تسلط وهابیها بر حجاز، قبور مدفون در بقیع و پاره‏اى قبور دیگر در مكه و مدینه داراى گنبد و بارگاه و فرش و شمعدان و چراغ و قندیل بوده است، بسیارى از كسانى كه قبل از این تاریخ آنجا را دیده‏اند، وضع بنا و دیگر خصوصیات مربوط به مقابر را با ذكر جزئیات و احیانا با ارائه تصاویرى در گنبد و بارگاه آنها، در سفرنامه‏هاى خود ذكر كرده‏اند.


نوشته شده توسط شیعه در پنجشنبه 25 شهریور 1389 و ساعت 08:29 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ سیرى در ملكوت + مسائل علمى در زمان امام باقر(ع) + زندگانی امام باقر علیه السلام+ نگاهی به زندگی امام هادی علیه السلام+ نگاهی به زندگی امام جواد علیه السلام+ تحریف قرآن در کتابهای اهل سنت + گناه با فتواهای شرعی وهابیت+ صدق الله العظیم در آخر قرائت قرآن و همچنین بوسیدن قرآن بدعت است+ تسلیت+ شهادت به كفر مسلمانان، شرط ورود به آیین وهّابیّت+ محمّد بن عبد الوهّاب و تكفیر مسلمین و جهاد با آنان+ ابن تیمیه و تكفیر مسلمین و قتل آنان+ جنایت یزید در مدینه+ نکات تأمل بر انگیز در تشرّف آیت‌الله حاج شیخ اسماعیل نمازی شاهرودی+ صحیح بودن سند زیارت عاشورا در بیانی از ایت الله شبیری زنجانی

صفحات:

استفاده از مطالب این وبلاگ آزاد می باشد

به امید شناخت حق