تبلیغات
اسلام بدون وهابیت -شیعه جنوب - شباهت وهابیها به خوارج [1]
شباهت وهابیها به خوارج [1] | عقاید وهابیت ,

از نظر محققان، مسلك وهابیت‏شباهت زیادى با مسلك خوارج دارد و چنین مى‏نماید كه كیش وهابى ادامه تاریخى فكر خارجیگرى و اندیشه خوارج است. و مى‏دانیم كه فرقه خوارج در جنگ صفین از جریان حكمیت پیدا شد كه خود داستان مفصلى دارد ریشه اصلى و پایه اعتقادات خوارج را چند چیز تشكیل مى‏دهد:

1- تكفیر على علیه السلام و عثمان و معاویه و اصحاب جمل و اصحاب تحكیم، به‏طور كلى كسانى كه به حكمیت رضا دادند.

2- تكفیر كسانى كه قائل به كفر كسانى كه یادآور شدیم، نباشند.

3- ایمان تنها عقیده قلبى نیست، بلكه عمل به اوامر و ترك نواهى، جزء ایمان است.

4- وجوب قیام و شورش بر ضد حاكم وامام ستمگر.

این گروه آشوبگر و شورشى با این عقاید تند افراطى به جائى رسیدند كه تمام مسلمانان را كافر و همه را مهدورالدم و مخلد در آتش مى‏دانستند.

مرحوم علامه امین در كتاب گرانقدر «كشف‏الارتیاب فى اتباع محمد بن عبدالوهاب‏» درباره شباهتهاى وهابیها به خوارج بحث نسبتا مفصلى دارد كه خلاصه آن را در اینجا ذكر مى‏كنیم:

1- شعار خوارج این بود كه: «لا حكم الا لله‏» (حكومتى جز حكومت‏خدا نیست) و این كلمه حقى است كه از آن باطل اراده شده است. چنانكه امیرمؤمنان على علیه السلام فرمود: آرى این كلمه به خاطر مطابقتى كه با قول خداوند «ان الحكم الا لله‏» دارد، كلمه حقى است ولى از آن باطل اراده شده است، مقصود خوارج از این كلمه این است كه كسى نمى‏تواند امیر و حاكم باشد و در مسائل دینى نمى‏توان به «حكمیت‏» پرداخت‏بدین‏جهت‏حكمیت صفین را كفر و گناه مى‏پنداشتند در صورتى كه در خود قرآن مردم در موارد اختلاف به حكمیت و داورى فرا خوانده شده‏اند آنجا كه مى‏فرماید:

«و ان خفتم شقاق بینهما فابعثوا حكما من اهله و حكما من اهلها..» .

«هرگاه ترسیدید كه میان زن و شوهر اختلاف پدید آید، داورى از خانواده مرد و داورى از خانواده زن برگمارید» .

و در آیه دیگر مى‏فرماید:

«...یحكم به ذوا عدل منكم..» .

«دو نفر عادل از شما داورى كند و حكم نماید» .

همچنین شعار وهابیها این است كه : «لا دعاء الا لله، لا شفاعة الا لله، لا توسل الا بالله، لا استغاثة الا بالله و...» دعا، شفاعت، توسل و مددخواهى جز از خدا و براى خدا نیست و این سخن، درست است ولى وهابیها منظور نادرستى از آن اراده كرده‏اند.

آرى دعا، شفاعت، توسل واستغاثه از خداست و در حقیقت‏خداست كه خوانده مى‏شود و براى رفع ناملایمات و بدیها و جلب فائده، تنها به او توسل مى‏شود و كمك و مددكار واقعى او است و امر شفاعت‏به دست اوست. اما مقصود وهابیان آن است كه نباید كسى را كه خداوند بزرگش كرده، باخواندن او، ما نیز او را بزرگ بداریم و به او توسل بجوئیم تا در پیشگاه خداوند براى ما شفاعت كند و براى ما دعا نماید.

2- شباهت دیگر وهابیان با خوارج آن است كه خوارج خیلى به ظاهر مقدس بودند و نسبت‏به نماز و تلاوت قرآن اهتمام زیاد مى‏ورزیدند، حتى از كثرت سجده، پیشانى آنها پینه بسته بود و طالب حقیقت‏بودند. چنانكه امیرمؤمنان على علیه السلام فرمود:

«لا تقاتلوا الخوارج بعدى فلیس من طلب‏الحق فاخطاه كمن طلب الباطل فاصابه‏»  .

«پس از من با خوارج نجنگید، زیرا كسى كه در جستجوى حق بوده و خطا كرده مانند كسى نیست كه طالب باطل بوده و آن را یافته است‏» .

آرى خوارج مردمانى بودند كه شدیدا از محرمات اجتناب مى‏كردند تا آنجا كه یكى از آنان خوكى را با شمشیر كشت، دیگرى اعتراض كرد و گفت: این عمل تو فساد در روى زمین است و باز یكى در سر راه خود خرمائى پیدا كرد و آن را برداشت و در دهان گذاشت دیگرى رسید و خرما را از دهان او بیرون آورد كه چیز حرامى خوردى! !

وهابیها نیز این چنین‏اند به ظاهر تعصب در دین دارند و در مسائل دینى سختگیرند، نماز را به موقع مى‏خوانند و در عبادت خدا خود را خسته مى‏كنند و در طلب حق‏اند ولى راه خطا مى‏پیمایند و از محرمات شدیدا اجتناب مى‏نمایند تا آنجا كه ازتلگراف كه حكم شرعى آن معلوم نیست، استفاده نمى‏كنند از شواهد تعصب و مقدس‏مآبى آنها آن كه من خودم یك نفر نجدى (وهابى) را دیدم ریالهاى جدید را با ریالهاى كهنه با تفاوت صرف مى‏كرد، مردى خواست‏به او ریال قدیم با اضافه ریال جدید بدهد، وهابى فورا گفت: نه هرگز این رباست. دلال یهودى همراه او بود وقتى كه خواست از او جدا شود، یهودى گفت: ما را دعا كن. گفت: خداوند تو را هدایت كند، آنگاه رو به من كرد و گفت: این مرد یهودى است.

3- شباهت‏سوم وهابیها با خوارج این است‏خوارج جز خود، بقیه مسلمانان را كافر مى‏دانستند و مى‏گفتند كسى كه مرتكب گناه كبیره مى‏شود، در آتش مخلد خواهد بود و همچنین خون و مال مسلمانان جز خود را حلال مى‏دانستند و فرزندان آنها را اسیر مى‏كردند و مى‏گفتند كشور اسلامى اگر گناه كبیره در آن آشكار گردد، تبدیل به كشور كفر مى‏شود. آنان عبدالله بن خباب صحابه پیامبر را كه روزه بود و قرآن به گردن خود حمایل كرده بود، با همسرش كه آبستن بود، بى‏رحمانه كشتند و شكم زنش را پاره كردند زیرا كه او از على بن ابیطالب علیه السلام تبرى نجست و به او گفتند به حكم همین قرآنى كه حمایل كرده‏اى، تو را مى‏كشیم! آرى او را در كنارنهر آب سر بریدند و خونش را بر جوى روان ساختند. خوارج هرگاه زنان مسلمان را اسیر مى‏گرفتند آنها را میان خود خرید و فروش مى‏كردند و ...

وهابیها نیز وضعى مشابه آنها را دارند، آنان سایر مسلمانان را مشرك مى‏دانند و خون و مال آنها را حلال مى‏شمارند و مسلمانان را مشرك خطاب مى‏كنند و كشورهاى اسلامى را سرزمین كفر معرفى مى‏نمایند و هجرت از آنها را لازم و ضرورى مى‏دانند و كسى را كه نماز راترك كرده، اگرچه منكر آن نباشد، واجب‏القتل مى‏شمارند  .

سلیمان بن عبدالوهاب در رساله‏اى كه در رد برادرش محمد بن عبدالوهاب نوشته، مى‏گوید: ابن قیم گفته خوارج دو ویژگى داشتند كه به جهت آن از سایر مسلمانان و پیشوایان آنان جدا شدند:

نخست آن كه از سنت فاصله گرفته و آنچه را كه سنت نیست، سنت پنداشتند.

دوم این كه مسلمانان را به سبب ارتكاب گناه كافر دانستند و در اثر آن حكم به حلیت‏خون و مال آنها دادند و سرزمین اسلام را سرزمین كفر شمردند.پس سزاوار است كه مسلمانان از این دو اصل و پایه غلط برحذر باشند و از نتایج آن دو اصل: دشمنى مسلمانان و لعن و سرزنش آنان و حلال شمردن خون و مال آنها و به‏طور كلى از هر بدعتى، بپرهیزند و این ویژگى كه او براى خوارج گفته است، بعینه در وهابیان وجود دارد.

4- همان‏طورى كه وهابیها در شبهه‏هاى خود به ظاهر برخى از آیات كه به زعم آنها به كفر مرتكب كبیره دلالت دارند، استناد كرده‏اند وهابیها نیز در این شبهه به ظواهر بعضى آیات و ادله كه گمان مى‏كنند بر حرمت و شرك بودن اشتغاثه و استعانت از غیر خدا، دلالت دارند، تمسك جسته‏اند، چنانكه در بحث از عقائد وهابیان بیان شده است.

5- خوارج جنگ و قتال و قیام بر ضد حكام اسلام را حلال مى‏شمارند زیرا به عقیده آنها، همه‏آنها ائمه ضلال و گمراهى هستند، عقیده وهابیها نیز همینطور است.

6- خوارج باكى ازمرگ نداشتند و آن را با آغوش باز استقبال مى‏كردند زیرا چنان مى‏پنداشتند كه پس از مرگ به بهشت‏خواهند رفت. گویند یكى از آنها در جنگ نیزه‏اى خورد و او همینطور خود را به دشمن رسانید و او را بكشت و این جمله را مى‏خواند: «و عجلت الیك رب لترضى!» «به سوى تو پروردگارا شتاب كردم تا از من خشنود شوى‏» .

وهابیها نیز در میدان چنگ از خودگذشتگى و فداكارى نشان مى‏دهند و به گمانشان اگر مردند راهى بهشت مى‏شوند و در جنگ این رجز را مى‏خوانند: «هبت هبوب‏الجنة؛ وین انت‏یا باغیها» .

7- خوارج مردمان قشرى و كوته‏نظر و كودن بودند، در عین‏حال كه از خوردن خرمائى كه در سر راه افتاده بود، خوددارى مى‏كردند و كشتن خوك وحشى را در بیابان، فساد در زمین مى‏پنداشتند ولى كشتن صحابى پیامبر را كه روزه‏دار بوده و قرآن به گردن داشته واجب مى‏دانستند و تمام مسلمانان را كافر تصور نموده و هرگناه كبیره را كفر تلقى مى‏كردند. روزى گروهى از مسلمانان با خوارج روبه‏رو شدند، خوارج از آنها پرسیدند، شما كیستید؟ یكى از مسلمانان كه خیلى باهوش بود، گفت: بگذارید من پاسخ دهم. او چنین پاسخ داد: ما طائفه‏اى از اهل كتاب هستیم به شما پناه آورده‏ایم تاكلام خدا را بشنویم، سپس ما را به نقطه امنى برسانید. خوارج به همدیگر گفتند پیمان پیامبر رامحترم بدارید بخشى از قرآن را به آنها بخوانید و كسى را بر آنان بگمارید تا آنها را سالم به نقطه امن برسانند، به عبدالله بن خباب صحابى پیامبر گفتند: نظرت درباره على بن ابیطالب چیست؟ او شروع به مدح و ثناى على علیه السلام كرد به او گفتند: تو از كسانى هستى كه مرید نام اشخاص هستید او راكشتند به نحوى كه گذشت.

وهابیها نیز از اینگونه قشرى‏گرى و كوته‏نظرى دارند از یك طرف رحمت فرستادن و ذكر گفتن را حرام مى‏دانند و در حلیت تلگراف تردید نشان مى‏دهند و استعمال دخانیات راحرام و مرتكبش را مجازات مى‏كنند، ولى از سوى دیگر مسلمانان را كافر و مشرك مى‏دانند و خون و مالشان راحلال دانسته و قتلشان را به بهانه این كه از صاحبان شفاعت طلب شفاعت مى‏كنند و به مقربان ربوبى توسل مى‏جویند، لازم مى‏شمارند.

 


نوشته شده توسط شیعه در یکشنبه 4 مهر 1389 و ساعت 01:56 ب.ظ
نوشته های پیشین
+ سیرى در ملكوت + مسائل علمى در زمان امام باقر(ع) + زندگانی امام باقر علیه السلام+ نگاهی به زندگی امام هادی علیه السلام+ نگاهی به زندگی امام جواد علیه السلام+ تحریف قرآن در کتابهای اهل سنت + گناه با فتواهای شرعی وهابیت+ صدق الله العظیم در آخر قرائت قرآن و همچنین بوسیدن قرآن بدعت است+ تسلیت+ شهادت به كفر مسلمانان، شرط ورود به آیین وهّابیّت+ محمّد بن عبد الوهّاب و تكفیر مسلمین و جهاد با آنان+ ابن تیمیه و تكفیر مسلمین و قتل آنان+ جنایت یزید در مدینه+ نکات تأمل بر انگیز در تشرّف آیت‌الله حاج شیخ اسماعیل نمازی شاهرودی+ صحیح بودن سند زیارت عاشورا در بیانی از ایت الله شبیری زنجانی

صفحات:

استفاده از مطالب این وبلاگ آزاد می باشد

به امید شناخت حق