تبلیغات
اسلام بدون وهابیت -شیعه جنوب - كرامتهایی عجیب از احمد حنبل
كرامتهایی عجیب از احمد حنبل | رهبران وهابیت , عقاید وهابیت ,
ابو الفرج جوزی در کتاب مناقب احمد حنبل، باب 61   کرامتهایی را  در باره  وی نقل می کند  که هر خواننده  فهیم و اهل دقت را متعجب می کند ،چرا که آقایان وهابیون فقط اشکالات و ایرادات دیگران را به گمان خودشان می بینند.
1 -  فرزندش می گوید: پدرم تلاش می کرد تا مورچه ها را از خانه اش بیرون کند،  مشاهده کردم مورچه ها خودشان خانه را ترک کردند و از آن به بعد دیده نشدند.
2 - شخصی بنام صالح فرزندش دچار خو ن ریزی از ناحیه بینی شده بود، پزشکان از معالجه وی مایوس شدند، احمد حنبل به عیادتش رفت، پرسید:  حالت چطور است؟  گفت: در حال مرگ هستم، برایم دعا کن. احمد گفت: ناراحت نباش خوب می شوی، بدنبال این سخن مشاهده کردند که احمد دستش را حرکت می دهد ، گویا برای وی دعا می کرد. ناگهان خون قطع شد.

 شخصی بنام علی بن احمد می گوید: نزد احمد حنبل می رفتم و سخنانش را می نوشتم نک قلم من شکست، قلم دیگری به من داد آنرا نزد ابو علی جعفری بردم وگفتم: این قلم را احمد به من داده است، به غلامش گفت: این قلم را از وی بگیر و کنار نخله خرما بگذار شاید ببرکت این قلم محصول بدهد، قلم را غلامش از من گرفت و کنار نخله گذاشت درخت باردار شد.
4 -
زنی پس از بیست سال زمینگیر بودن با دعای احمد حنبل شفا می یابد، فرزند این زن می گوید: مادرم گفت: نزد احمد حنبل برو و بگو برای شفای من دعا کند، درب خانه اش رفتم و دق الباب کردم، از درون خانه صدا زد که هستی؟ گفتم: آمده ام تا برای مادر مریضم دعا کنی، با ناراحتی گفت: من خودم بیش از همه نیازمند دعا هستم، مایوس باز گشتم، پیر زنی ازدرون خانه مرا صدا زد وگفت: تو درب خانه را زدی؟ گفتم : آری. گفت: هم اکنون احمد مشغول دعا است، با عجله به منزل برگشتم و درب را به صدا درآوردم، در کمال ناباوری دیدم مادرم با پای خودش پشت درب آمده و درب را باز کرد.
5 -
شخصی بنام عبد الله بن موسی می گوید: همراه پدرم در شبی تاریک به قصد زیارت قبر احمد حنبل حرکت کردیم، در بین راه  هوا تاریکتر شد  پدرم گفت: فرزندم  مدت سی سال است که هر وقت مشکلی برایم پیش می آمد به احمد حنبل متوسل می شدم حاجتم برآورده می شد، اکنون هم بیا دست توسل به دامن او دراز کنیم تا خداوند بوسیله او تاریکی را دور وراه را روشن نماید، پدرم دعا کرد و من آمین گفتم، ناگهان هوا روشن شد همانند شبی که ماه در وسط آسمان باشد.
نکته: خواننده محترم، یکبار دیگر مطالب بالا را مرور کنید و بیندیشید که این بخش کوچکی از کرامات فردی عادی بنام  احمد حنبل است، کسی که پیروان مکتب فکری و فقهی اش پیروان مکتب امامت و ولایت را به جرم توسل به پیامبر اکرم(ص) و خاندان مطهرش همان کسانی که به اعتراف اهل سنت آیه تطهیر در شانشان نازل شده است ،نه توسل جستن به هر فرد عادی،  شیعه را به این جرم نابخشودنی  مشرک و  خارج از دین می دانند بلکه خون او را مباح می دانند.  خواننده محترم آیا تا کنون فکر کرده ایدکه این همه  فریادها  و تبلیغهای دروغین  سر منشا آن چیست؟ وچرا این همه دشمنی نسبت به تشیع و مبانی فکری و اعتقادی آنان ابراز می کنند؟.

 

 
 
 
 

نوشته شده توسط شیعه در سه شنبه 6 مهر 1389 و ساعت 07:31 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ سیرى در ملكوت + مسائل علمى در زمان امام باقر(ع) + زندگانی امام باقر علیه السلام+ نگاهی به زندگی امام هادی علیه السلام+ نگاهی به زندگی امام جواد علیه السلام+ تحریف قرآن در کتابهای اهل سنت + گناه با فتواهای شرعی وهابیت+ صدق الله العظیم در آخر قرائت قرآن و همچنین بوسیدن قرآن بدعت است+ تسلیت+ شهادت به كفر مسلمانان، شرط ورود به آیین وهّابیّت+ محمّد بن عبد الوهّاب و تكفیر مسلمین و جهاد با آنان+ ابن تیمیه و تكفیر مسلمین و قتل آنان+ جنایت یزید در مدینه+ نکات تأمل بر انگیز در تشرّف آیت‌الله حاج شیخ اسماعیل نمازی شاهرودی+ صحیح بودن سند زیارت عاشورا در بیانی از ایت الله شبیری زنجانی

صفحات:

استفاده از مطالب این وبلاگ آزاد می باشد

به امید شناخت حق