تبلیغات
اسلام بدون وهابیت -شیعه جنوب - آیا توسل به انبیا وافراد صالح حرام است ؟
آیا توسل به انبیا وافراد صالح حرام است ؟ | پاسخ به شبهات ,
توسل وپناه بردن خارج ازمحدوده توحید وشرك است , ولى یك مطلب باقى ماند وآن این است كه آیا چنین كارى جایز است یا حرام .
هیچ یك از علماى اسلام از قدما ومعاصرین قائل به حرمت توسل نشده اند, بلكه بسیارى از روایات آن را جایز مى دانند, از جمله : حـدیث عثمان بن حنیف : مردى نابینا نزد پیامبر(ص ) آمد وگفت : از خدابخواه كه مرا شفا دهد, فـرمـود: اگر بخواهى دعا مى كنم واگرخواستى صبر كنى بهتر مى باشد, گفت : پس دعا بفرما, پیامبر او راامر كرد وضوى درستى گرفته ودو ركعت نماز گذارد سپس این دعارا بخواند: اللهم انـى اسـالـك واتوجه الیك بنبیك محمد نبى الرحمه , یا محمدانى اتوجه بك الى ربى فی حاجتى لـتـقـضى , اللهم شفعه فى : خداوندا, به پیامبرت محمد پیامبر رحمت از تو مى خواهم وبه تو توجه مـى كـنم ,اى محمد حاجتم را با تو به سوى پروردگارم مى برم تا آنكه برآورده شود, خداوندا او را دربـاره من شفیع قرار بده .

ابن حنیف مى گوید: به خدا سوگند, سخن ما به درازا نكشید وهنوز متفرق نشده بودیم كه او دوباره بازگشت , وگویا نابینا نبوده است  .
شـیخ جعفر سبحانى در كتاب خود به (نام آئین وهابیت ), درباره سند این حدیث مى گوید: ... .
در اتـقـان وصـحـت سند حدیث سخنى نیست .
حتى پیشواى وهابى ها یعنى ابن تیمیه سند آن را صـحـیـح خـوانـده وگـفته است كه مقصود از ابوجعفر كه در سند حدیث است .
همان ابوجعفر خطمى است واو, ثقه است .
نـویـسـنـده مـعاصر وهابى , رفاعى كه مى كوشد احادیث توسل را ازاعتبار بیاندازد درباره این حدیث مى گوید: لا شـك ان هـذا الحدیث صحیح ومشهور وقد ثبت فیه بلا شك ولا ریب ارتداد بصر الاعمى بدعاء رسـول اللّه : شـكـى نـیـسـت كه این حدیث صحیح ومشهور است ودر آن بدون شك وتردید ثابت مـى شـود كـه چـشـم مـرد نابینا بادعاى رسول اللّه بینا شد .
رفاعى در كتاب التوصل مـى گـویـد: این حدیث را نسائى , بیهقى , طبرانى ,ترمذى وحاكم در مستدرك خود نقل كرده اند ودو نفر اخیر به جاى جمله وشفعه فى چنین نقل كرده اند: اللهم شفعنى فیه .
زینى دحلان در خلاصة الكلام مى نویسد: این حدیث را, بخارى در تاریخ خود وابن ماجه , وحاكم درمستدرك با اسناد صحیح وجلال الدین سیوطى در جامع خود نقل كرده اند .... البته احادیث وروایات متعدد دیگرى نیز وجود دارد كه براى طولانى نشدن كلام از نقل آنها صرف نـظر مى كنیم , براى اطلاع بیشتر مى توان به موارد ذیل رجوع كرد: حدیث توسل آدم به رسول اللّه , كـه در مستدرك حاكم ج2 ص 615 والدر المنثور ج1 ص 59 به نقل از طبرانى , ابو نعیم اصفهانى وبـیـهـقـى آمـده اسـت .
حـدیث توسل پیامبر به حق انبیاء پیشین بنابر روایت طبرانى در الكبیر والاوسـط,ابـن حـبـان وحـاكـم كه خبر را صحیح دانسته اند, وحدیث توسل بحق سائلین كه در صـحـیح ابن ماجه ج1 ص 256 ح778 باب مساجد ومسند احمد ج3 ص 21 آمده است , وغیر از این روایات دیگر.
عـلاوه بر آن , اجماع مسلمین وسیره متشرعین دلالت بر جوازتوسل دارد, مسلمانان از زمان قدیم تا امروز متوسل به انبیاوصالحین شده وهیچ عالمى بر آنها اعتراض یا آن را تحریم نكرده است .
بهمین اندازه مختصر از عقاید وهابیت اكتفا مى كنیم , زیرا بحث كردن با آنها به درازا كشیده ونیاز بـه كـتـابـى جـداگـانه دارد, وعلما دردهها كتاب ومقاله آنها را رد كرده اند... .
جالب آنكه علامه سـیـدمـحسن امین قصیده اى طولانى در رد وهابیت سروده كه در آن عقاید آنان را مورد بررسى قـرار داده واشـكـال ها یشان را ردكرده است .
این قصیده از 546 بیت تشكیل شده است .
مى توانید آن را در انتهاى كتابش به نام (كشف الارتیاب فى اتباع محمد بن عبدالوهاب ) مطالعه كنید.
تناقض گوئى اشاعره تاریخ نقل مى كند كه ابوالحسن اشعرى از مكتب معتزله دست كشیده وخود را پیرو مكتب حنبلى قلمداد نمود, ولى این انتقال نتوانست او را كاملا از افكار معتزله جدا سازد ولذا تاثیرات آن به وضوح بـر روش جدید او قابل ملاحظه است .
او سعى داشت به عقاید سلفى وجهه اى عقلى بخشد, ولى در ایـن كـار مـوفـق نـبـود, زیـراعـقـایـد سلفى دهان به دهان منتقل شده ومبتنى بر حدیث است , ولـى بسیارى از احادیث نادرست بوده وتوسط دشمنان دین وارد آثاراسلامى شده است , وچون این احـادیـث , نـا هـمـاهـنـگ بـا قـواعـد عـقـلى است لذا موجب تناقض آشكار در منهج ابو الحسن اشعرى گردیده كه نتیجه اش مجموعه اى از تناقض گویى ها است كه اشعرى هنگام ارائه برهان با روشى عقلى بر عقاید اهل حدیث دچار آن شده است .
ما در اینجا یك نمونه از تناقض گویى هاى او را مطرح مى كنیم , كه براى ارائه تفكر اشعرى كفایت مـى كـنـد, ایـن مـوضـوع عبارت است از: مساله رؤیت خداوند.. .
كه اهل سنت وجماعت اجماع بر امكان آن دارند.
ابـوالحسن اشعرى وشاگردانش سعى كردند این مساله را از محدوده احادیث خارج ودر چارچوب برهان عقلى قرار دهند, از این رو مادر این فصل به بررسى آراء آنها مى پردازیم .
كـتـابـهـاى اهل سنت مملو از روایاتى صریح در رؤیت خداى متعال باچشم است , در اینجا قبل از ورود به اصل بحث , چند نمونه از این احادیث را نقل مى كنیم .
جـابـر مـى گوید: ما نزد پیامبر(ص ) نشسته بودیم , آن شب ماه كامل بود, پیامبر به ماه نگاه كرده فـرمـود: شـمـا پـروردگارتان را خواهید دیدهمانگونه كه این ماه را مى بینید .
ومانعى از دیدن او نخواهید داشت .
پس اگر توانستید سعى كنید هیچ نمازى قبل از طلوع وقبل ازغروب خورشید را از دست ندهید, سپس این آیه را قراءت كرد: (وسـبح بحمد ربك قبل طلوع الشمس وقبل الغروب ): با ستایش پروردگارت را تسبیح كن قبل از طلوع خورشید وقبل از غروب .
صحیح بخارى ج1 ص 145, باب فضل صلاة العصر وج9 ص 156.
صحیح مسلم ج1 ص 439 ح211 , باب فضل صلاتى الصبح والعصر والمحافظه علیهما:.
در یك حدیث طولانى : آمده است كه ابو هریره این گونه خبر داد:عده اى گفتند: یا رسول اللّه ! آیا پروردگار خود را در روز قیامت مى بینیم ؟
فرمود: آیا در شبى كه ماه كامل بوده وابرى مقابل او نیست , دروجود ماه شك مى كنید ؟
گفتند: خیر, یا رسول اللّه .
پیامبر(ص ) فرمود: در دیدن خداوند تبارك وتعالى در روز قیامت شك نخواهید كرد , مگر آنكه در دیـدن یـكـدیـگـر شـك داشته باشید,تا آنكه فرمود: آنگاه كه هیچ كس باقى نماند مگر كسانى كه عبادت خدا مى كردند از نیكوكار وبدكار, در آن حال پروردگار جهان درساده ترین هیئتى كه او را دیـده انـد مـى آیـد, سپس گفته مى شود: منتظرچه هستید ؟
... هر امتى پیرو آن است كه عبادت كرده است .
گفتند: ما در دنیا از مردم جدا شدیم در حالى كه بیشترین نیاز را به آنها داشتیم , ما با آنان دوستى نكردیم زیرا در انتظار پروردگارمان بودیم كه او را عبادت كرده ایم .
پس او مى گوید: من پروردگار شما هستم .
وآنها دو یا سه بار مى گویند: هیچ چیزى را شریك خدا قرارنمى دهیم .
حتى اینكه بعضى از آنها سعى در انكار دارد, مى گوید: آیا میان شماواو علامتى وجود دارد كه او را با آن علامت بشناسید ؟
مى گویند: ساق سپس ساق را به رؤیت آنها در مى آورند.
صحیح بخارى ج6 ص 56 57, تفسیر سوره نساء, ج9 ص 158كتاب توحید.
صحیح مسلم ج1 ص 163 167 ح299 , باب معرفة طریق الرؤیه .
ـ جریر بن عبداللّه مى گوید: پیامبر(ص ) فرمود: شما پروردگارتان رابا چشم خواهید دید.
صـحـیح بخارى ج9 ص 156 كتاب توحید, درباره آیه شریفه وجوه یومئذ ناضرة الى ربها ناظرة ): در آن روز صورتهاى شادابى وجود دارند كه به روى پروردگارشان نگاه مى كنند.
.. ودهـها حدیث دیگر كه در صحاح وارد شده است , ابن حجردرباره احادیث رؤیت مى گوید: دار قطنى احادیثى را كه درباره رؤیت خداوند در آخرت وارد شده است جمع آورى كرده , تعدادآنها از بیست حدیث بیشتر شده است , ابن القیم نیز این احادیث رادر كتاب حادى الارواح بررسى كرده , كـه تـعـداد آنـهـا بـه سى حدیث رسیده واكثر آنها معتبر اند .
دار قطنى از یحیى بن معین با سند نقل مى كند كه گفت : هفده حدیث درباره رؤیت دارم كه همگى صحیح اند  .
وبه استناد این احادیث كه به ادعاى خودشان صحیح اند, عقیده خود درباره رؤیت خداى متعال در روز قـیـامـت را بـنـا كـردنـد, امـام حـنـبـلیان در این باره افراط كرده وتمام كسانى كه مخالف ایـن عـقیده اند را كافر خوانده است , آنها به این هم اكتفا نكرده بلكه رؤیت خدا را در دنیا نیز ممكن دانسته اند.
اسـفـرائیـنى مى گوید: اهل سنت اجماع دارند بر اینكه خداى متعال در آخرت براى مؤمنین قابل رؤیـت اسـت , وگـفـتـه انـد كـه امـكـان رؤیـت او براى هر زنده اى در هر حال از نظر عقلى جایز وبراى خصوص مؤمنین در آخرت بنابر نقل واجب است  .
ونـیـز گـفـتـه انـد كه خداوند در خواب دیده مى شود, وبا دروغ ادعاكرده اند كه اولین كسى كه پروردگارش را در خواب دیده است رسول اللّه (ص ) مى باشد, واین خبر قبلا نقل شد.
وبعد از آن علماى آن ها ادعا مى كردند كه خدا را در خواب دیده اند,شعرانى , ابن جوزى وشبلنجى از عـبـداللّه بـن احـمـد بـن حـنـبل روایت كرده اند كه گفته است : از پدرم شنیدم كه مى گفت : پروردگار عزوجل را در خواب دیدم , گفتم : پروردگارا, بهترین چیزى كه انسان مى تواند با آن به تو تقرب جوید چیست ؟
گفت : كلام من اى احمد.
گفتم : پروردگارا, با فهم یا بدون فهم ؟
گفت : چه با فهم باشد چه بدون فهم.
آلـوسـى در تفسیرش روح المعانى ادعا مى كند كه خدا را سه بار به خواب دیده است , مى گوید: مـن خـدا را شـكـر مـى كـنـم كه پروردگارخود را سه بار در خواب دیده ام , كه بار سوم در سال هزارودویست وچهل وشش هجرى بود, او را دیدم كه چقدر نورانى است , رو به طرف مشرق كرده , كـلـمـاتى به من گفت كه از یاد بردم تاآنكه بیدار شدم , یك بار هم در خوابى طولانى خود را در بـهـشت روبروى خداوند دیدم , میان من واو پرده اى مزین به مروارید بارنگ هاى گوناگون بود, خـدا دستور داد كه مرا به مقام عیسى (ع )برده سپس به مقام محمد(ص ), ومرا نزد آنها بردند, كه چه چیزهایى دیدم ودر این باره خدا فضل ومنت بر من نهاد  .
این بود خلاصه عقیده آنان درباره رؤیت خداوند.. .
وخداوند منزه وبرتر است از آن چه مى گویند.
... ولى آنها قدر خدا را نشناختند.
واضح است كه چنین عقیده اى , بدون هیچ گونه شك وتردیدمستلزم مسائل زیر است : رؤیـت با چشم كه در این احادیث مورد تاكید واقع شده است مستلزم این است كه شى ء قابل رؤیت جـسـمـى با حجم ورنگ باشدتا رؤیت انجام پذیرد, بنابراین یكى از شرایط رؤیت این است كه شى ء قـابـل دیـد جـسـمى باشد كه اشعه از آن منعكس شود, واینكه روبروى بیننده بوده ومیان بیننده وجـسـم قـابـل رؤیـت فـاصـلـه اى وجـود داشـته وهمچنین چشم بیننده سالم باشد .
پس با این شرایط خداوند باید العیاذ باللّه جسمى باشد داراى رنگ , ومحدود به یك مكان واین محال است .

 


نوشته شده توسط شیعه در شنبه 17 فروردین 1387 و ساعت 07:04 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ سیرى در ملكوت + مسائل علمى در زمان امام باقر(ع) + زندگانی امام باقر علیه السلام+ نگاهی به زندگی امام هادی علیه السلام+ نگاهی به زندگی امام جواد علیه السلام+ تحریف قرآن در کتابهای اهل سنت + گناه با فتواهای شرعی وهابیت+ صدق الله العظیم در آخر قرائت قرآن و همچنین بوسیدن قرآن بدعت است+ تسلیت+ شهادت به كفر مسلمانان، شرط ورود به آیین وهّابیّت+ محمّد بن عبد الوهّاب و تكفیر مسلمین و جهاد با آنان+ ابن تیمیه و تكفیر مسلمین و قتل آنان+ جنایت یزید در مدینه+ نکات تأمل بر انگیز در تشرّف آیت‌الله حاج شیخ اسماعیل نمازی شاهرودی+ صحیح بودن سند زیارت عاشورا در بیانی از ایت الله شبیری زنجانی

صفحات:

استفاده از مطالب این وبلاگ آزاد می باشد

به امید شناخت حق